با حضور مأمورین کلانتری در محل بیمارستان و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد که جوانی افاغنه بنام عبدالباری (22 ساله ) به علت اصابت ضربه چاقو به قسمت قفسه سینه و ایجاد جراحت شدید در قسمت حیاتی بدن ( قلب ) فوت نموده است.


من برادر مقتول هستم :
با حضور کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در بیمارستان ، جوانی افاغنه بنام "اسلام" با مراجعه به کارآگاهان خودش را برادر مقتول معرفی و عنوان داشت : " در ساعت 01:00 ، نهم خرداد ماه برادرم ( مقتول ) به منزل ما در منطقه فلاح مراجعه و پس از زدن زنگ خانه ، از من خواست تا به درب منزل مراجعه نمایم ؛ در کمتر از چند دقیقه به درب خانه مراجعه کردم که ناگهان با بدن نیمه جان برادرم روبرو شدم که روی زمین افتاده و خون زیادی از وی رفته بود ".
با توجه به اظهارات این شخص ( اسلام ) ، کارآگاهان به محل زندگی اسلام در منطقه فلاح مراجعه و در تحقیقات از همسر اسلام ، وی نیز اظهارات همسرش را تأیید کرد .
تحقیقات از محل کار مقتول :
در ادامه رسیدگی به پرونده ، کارآگاهان با مراجعه به محل کار مقتول در یک مغازه مرغ فروشی واقع در منطقه سه راه آذری به تحقیق از صاحب مغازه پرداخته و اطلاع پیدا کردند که مقتول در ساعت 21:30 ، هشتم خرداد ماه با پسرعمویش بنام ذبیح از مغازه خارج شده است.

خانه مجردی ، محل وقوع جنایت :
در ادامه تحقیقات ، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که مقتول بهمراه چند افاغنه ی دیگر در خانه ای مجردی در منطقه فلاح زندگی می کرده ؛ با شناسایی این محل ، کارآگاهان اداره دهم به محل مراجعه و در همان تحقیقات اولیه اطلاع پیدا کردند که پسرعموی مقتول ( ذبیح ) بهمراه فرد دیگری بنام ضیاءالدین در این خانه زندگی می کرده اما وی از بیان این موضوع به کارآگاهان خودداری ! و دیگر هم اتاقی آنها نیز ( ضیاءالدین ) گوشی تلفن همراهش را خاموش نموده و مراجعتی به محل سکونتش نداشته است !!.
در تحقیقات میدانی از محل زندگی مقتول ، کارآگاهان به نحوه چیدمان وسایل منزل در این خانه مجردی مشکوک شده لذا اقدامات علمی کشف جرم در دستور کار قرار گرفت و در بررسی دقیق محل ، کارآگاهان موفق به کشف آثار بجای مانده از درگیری منجر به جنایت در محل شدند.
با توجه به اطلاعات بدست آمده و شناسایی محل وقاعی وقوع جنایت ، کذب بودن اظهارات اسلام مبنی بر وقوع جنایت در منطقه فلاح محرز ، لذا وی دستگیر و جهت تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.
با انتقال همزمان "اسلام" و "ذبیح" به ادارده دهم و در تحقیات پلیسی بعمل آمده مشخص شد که اسلام نیز به دروغ خودش را برادر مقتول معرفی کرده و هیچ نسبت خانوادگی یا فامیلی با مقتول ندارد ! ؛ ذبیح نیز به ناچار لب به اعتراف گشود و صراحتا اعتراف کرد که در زمان وقوع جنایت ، در خانه در حال استراحت بوده اما جنایت توسط دیگر هم اتاقی آنها یعنی ضیاءالدین انجام شده و آنها ( ذبیح و اسلام ) قصد داشتند تا با ارائه اطلاعات نادرست به کارآگاهان و ایجاد انحراف در مسیر تحقیقات ، زمینه ی فرار ضیاء الدین از کشور را فراهم نمایند.
دستگیری متهم در زمان فرار از تهران :
با توجه به اطلاعات بدست آمده و شناسایی دقیق قاتل ، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که وی قصد دارد تا به مقصد مرزهای شرقی کشور از تهران خارج و از آنجا به افغانستان متواری شود ؛ لذا با شناسایی محل دقیق تردد متهم در محدوده میدان آزادی ، وی در ساعت 06:00 ،دهم خرداد ماه دستگیر و پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی صراحتا به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.

سرهنگ کارآگاه حمید مکرم ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت : "تحقیقات در خصوص پرونده در مراحل مقدماتی قرار داشته ، متهم اصلی پرونده به اتهام ارتکاب جنایت با قرار بازداشت موقت و دو متهم دیگر پرونده نیز به اتهام ارائه اظهارات کذب و دروغین به پلیس و ایجاد انحراف در مسیر تحقیقات و با صدور قرار قانونی بازداشت و جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار داده شدند ".
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان