شاید ترکیه در دنیا به شریک و متحد نیاز داشته باشد اما شریکان و متحدان به او بیشتر نیازمندند.
نگاهی به چرخش های سیاسی که حزب عدالت و توسعه در چند سالۀ اخیر از خود نشان داده و به ویژه ماجراجویی های سیاسی که آقای اردوغان مخصوصا در یک سالۀ اخیر هم عرصۀ داخلی و هم در عرصۀ منطقه ای پیشۀ خود ساخته نشان می دهد که وی اگر هم بخواهد ترکیۀ متفاوتی بسازد، قانون اساسی را تغییر دهد، در راه نظام ریاستی گام بردارد و کلا امپراتوری نوعثمانی را بر پا سازد، فاقد توان لازم برای تحقق چنین اهداف و منویات بزرگی خواهد بود. او از یک سو جامعۀ ترکیه را به دو قطب شدیدا متنافر تجزیه کرده، به ایجاد ساختارهای حاکمیتی و اجتماعی موازی و متخاصم دامن زده و از دیگر سو در مناسبات خارجی نیز روسیه، اروپا، همسایگان، منطقه و حتی ایالات متحده و پیمان ناتو را با عملکردهای پرنوسان و مستبدانه خود دچار تردید و نگرانی ساخته است. اینک تشدید مخاصمات داخلی باعث شده که موفقیت های کم نظیر اقتصادی کشور که در یک دهه اخیر برگ برندۀ حزب عدالت و توسعه بوده نیز در معرض آسیب جدی قرار بگیرد.
دولت ترکیه ظرف مدت یک سال اخیر چنان صدای تند و متغیر و چنان مواضع غیر قابل محاسبه ای حتی در قبال نزدیک ترین متحدان غربی اش نشان داده، که فقط اگر عضو ناتو نبود و اگر درخواست عضویت پر تنش در اتحادیه اروپایی را یدک نمی کشید و همسایۀ بلافصل اروپا محسوب نمی شد، کسی به فکر هشدار و اخطار یا مشورت با او نمی افتاد. موقعیت ژئوپلیتیکی و جغرافیایی کم نظیر ترکیه سبب شده که دست رهبران کشور همواره در انتخاب دوستان و متحدان بسی باز باشد و بسیاری از اقدامات سیاسی غلط و نابهنجار آنان در گذشته و حال از سوی متحدان و شرکای غربی کتمان و لاپوشانی شود. بی جهت نبود که غربی ها از زمان عضویت ترکیه در ناتو به سال ١٩٥٢ که چون قلاب امنیتی مستحکم برای دنیای غرب در مقابل بلوک کمونیسم و پیمان ورشو عمل می کرد و در جوار منطقۀ مهم خاورمیانه و نزدیک قرار داشت، چهار کودتای نظامی خونین و یک مداخلۀ نظامی در قبرس را به دیدۀ اغماض نگریستند و از کنارش عبور کردند. این عبارت معروف سیاسی کماکان اعتبار دارد که: "شاید ترکیه در دنیا به شریک و متحد نیاز داشته باشد اما شریکان و متحدان به او بیشتر نیازمندند". حتی امروزه نیز که حکومت اردوغان به زعم غربی ها به حریم آزادی های فردی، مطبوعات و بیان و عقاید دست اندازی می کند و یا قوای قضایی و قانونگذاری را مورد تهاجم قرار می دهد، اتحادیه اروپایی همچنان نمی خواهد و یا نمی تواند از "جزمیت" اهمیت فوق العاده قائل شدن برای ترکیه، دست بکشد. تمکین و تسلیم بی چون چرای اروپا به مواضع متغیر و مشکوک ترکیه در قبال تروریسم داعشی و مخصوصا در قبال هجوم آوارگان و مهاجران جنگزدۀ منطقه ای از مسیر ترکیه به اروپا که قاره را با مخاطرات اجتماعی و امنیتی سنگینی مواجه کرد یک نمونه از "جزمیت" اهمیت ترکیه برای دنیای غرب و به ویژه قارۀ اروپا است، آنان که با خواهش و تمنا و دادن کمک های کلان به ترکیه درصدد تخفیف بحران آوارگان برآمدند و نگذاشتند که اردوغان آوارگان بیشتری را روانۀ اروپا کند. با این همه غربی ها به دلایل تاریخی و ایدئولوژیکی و فرهنگی هرگز نمی خواهند با ترکیه به مانند "اسرائیل"ِ آسیای صغیر رفتار کنند و چالش های عدیده ای با این کشور و به ویژه با اردوغان که داعیۀ احیاء امپراتوری عثمانی را در سر می پروراند، دارند. اردوغان از هم اکنون با درخواست استرداد فتح اله گولن رهبر سیاسی و معنوی مخالف خود از آمریکا، روابطش با این مهم ترین متحدش را به چالش کشیده و با طرح برقراری حکم اعدام در ترکیه، اتحادیه اروپایی را وادارکرده به قطع مذاکرات عضویت، تهدید کند.
متحدان غربی و به ویژه اروپایی ترکیه در نخستین ساعات پس از شکست کودتا بلافاصله نسبت به اقدامات تندروانۀ اردوغان در سرکوب کودتاگران، موج دستگیری ها و برکناری ها در ارتش و قوۀ قضائیه و اعمال محدودیت های سیاسی و اجتماعی در کشور هشدار دادند و از اینکه شکست کوتای نظامی بتواند زمینه ساز "کودتای مدنی" از سوی اردوغان شود ابراز نگرانی کردند و اساسا شکاف و تجزیۀ اجتماعی در داخل ترکیه را به نفع خود نمی دانند. یکی از جراید اروپایی نوشته است: "تلاش نومیدانۀ یک مشت نظامی کمالیست به انجام کودتا، باعث تقویت اردوگاه اردوغان و حزب عدالت و توسعه او شده و چه می شود اگر ترکیه زمانی کاملا به سوی حاکمیت مطلقه و تمام عیار دینی بلغزد؟" یکی دیگر چنین نوشته است: "به زحمت بتوان به اردوغان تفهیم کرد که ترکیه هم به همان اندازه به غرب وابسته است که غرب به ترکیه. سرمایه گذاری، رونق بخش ساختمان، توریسم و کلا رشد طبقه متوسط ترکیه و جوانان و کودکانی که در غرب تحصیل و آموزش می بینند همه و همه به اتکاء ملتی و حکومتی برنامه ریزی شده که مذهب میانه و متعادلی را پیشه کرده است، مدرن فکر می کند و روشن بینی از خود نشان می دهد".
مواضع اصولی و حسابگرانۀ در محکومیت فوری کودتاگران و حمایت از حکومت قانونی اردوغان و همچنین رصد لحظه به لحظۀ تحولات ترکیه حاکی از اشراف سیاسی و امنیتی کشورمان بر رویدادهای منطقه ای است و انعکاس بسیار خوبی بر اذهان نخبگان و کلا افکار سیاسی بین المللی و منطقه ای داشته است. مواضعی از این دست که حاکی از مسئولیت پذیری و صلاح اندیشی رهبران کشورمان و اجتناب از زیاده خواهی و ماجراجویی در این منطقۀ متلاطم و آشوب زده است اخیرا در موارد مکرری مشاهده شده و باعث گردیده که ملل و ممالک مختلف بر ایران حساب و اتکاء کنند و از او بخواهند در ایجاد صلح، ثبات و رفاه منطقه ای و فرامنطقه ای ایفای نقش کند و دشمنان نیز نتوانند هرآینه او را به حاشیه برانند. از فرصت به دست آمده در عین دقت نظر در امیال و اهداف بلندپروازانۀ و چرخش های سیاسی اردوغان باید به این کشور نزدیک تر شد و به همراه روسیه از هر دو برای حل و فصل معضلات منطقه ای به ویژه در سوریه همراهی خواست، موازنه ایجاد کرد و طراحی های ضد ایرانی عربستان و رژیم صهیونیستی را خنثی کرد.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان