خرید بک لینک
مرگ کورش بزرگ در منابع باستانی به چند گونه -از مرگ در بستر تا در جنگ- آمده است. به نظر میرسد که مرگ او در اثر آسیبهایی بود
که از جنگی در شمال شرقی ایران دید. در این میان هرودت افسانهای را مطرح میکند که خودش میگوید از میان افسانههای دیگر برگزیده
و خوشش آمده است. در این افسانه هم به جنگی در شرق دریای کاسپی اشاره میکند منتها متخاصم را قبیلۀ آدمخوارن تومیریس معرفی
میکند که دست آخر سر از جسد جدا کرده و در مشک خونی که احتمالا بعنوان ظرف غذای ملکه بوده فرو میکنند.

پانترکها بخاطر حقارت تاریخیشان در منابع گشتهاند تا شاید نکتهای مجهول بیابند و مصادره کنند تا مانند دیگران در تاریخ دیده شوند. آنها
بالاخره به تومیریس رسیدند که در مقابل ایرانیان بود. برای همین چشمشان را بستند و او را مادر نیای خود معرفی کردند و حتی آذربایجانی
نامیدند! اما از هول حلیم به درون دیگ افتادهاند زیرا متوجه نشدند که هرودت او را ملکه قبیله آدمخواران معرفی کرده است درحالی که چنین
فرهنگی در سراسر آذربایجان و قفقاز دیده نشده است. هرگز کسی پیدا نشده که بگوید طبق سنت مادر پانترکها، امروز یا تا جایی که تاریخ
به یاد دارد اهالی اطراف رود ارس مانند آن قبیله پدربزرگشان را میکشتهاند و خونش را درون مشک میکردهاند و میخوردهاند و لاشهاش را هم
بعنوان غذا به مصرف میرساندهاند. این تفکر پانترکی واقعا بیاحترامی به فرهنگ غنی آذربایجانیان است.

اگر گفتار هرودت را بپذیریم کورش بزرگ برای نجات بشریت با آدمخواران جنگیده است و در این راه نیز -با تمام تروفندهایی که بکار برد- اما
جانش را از دست داد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:12

صفحه بندی