
**ای کاش حضرت زهرا (س) به اندازه رئیس جمهور محترم با عقاید و اندیشه های امام علی (ع) آشنا بودند و بی خود در مقابل کسانی که آمده بودند علی را با دستان بسته برای بیعت با جناب ابوبکر ببرند مقاومت نمی کردند و جان شریفشان را در مقابل انتخاب مردم و شورای سقیفه قرار نمی دادند!** “امیرالمومنین مبنای ولایت و حکومت را #نظر_مردم و #انتخاب_مردم میداند. گفت هرکسی که شماها او را برگزینید من هم اطاعت میکنم”
متن دوم، پاسخ یکی از کاربران انصاف نیوز به نان مستعار «محمود یاحق» به این نوشته است که در پی میآید:
الف – گرچه این نوع تقطیع سازی و سواستفادهی عوامانه از واژهی اکثرهم وهن به اسلام و اکثریت مردم هست اما چه باید کرد در یک انتخابات بدون دخالت قدرت بالادستی به نتیجهی مطلوب دلخواه ایشان نرسید در نتیجه اکثریت بطور عوامانه متهم به لایعقلون و هم فاسقون شدند!
ب – دخیل کردن اکثریت و یا اقلیت در مباحثی چون حقانیت آن هم مبتنی بر وحی شیوه ای مردود و غیر اخلاقی و غیر عقلانی است، چرا که اکثربت و اقلیت در باب حقانیت تعیین کننده نیست فقط نه اکثریت باطل یا حق هست و نه اقلیت. اکثریت و اقلیت یک نقش کارکردی دارند و نشان می دهد اکثریت مردم خواهان چه امور و شیوه ای در اداره جامعهشان هستند. این مقوله ربطی به حقانیت وحیانی ندارد و اساسا حقانیت مرتبط به مقولههای وحیانی نظیر خدا یکی است – نبوت پیامبر درست است – نظام خلقت بر اراده الهی قائم مدار است – قیامت حق است و …. اساسا نابعی از آرای اکثریت یا اقلیت نیست.
اقلیت هم می تواند بدون سواستفاده از قران دارای عملکرد و جهتگیری درستی شود ودر دوره بعدی به اکثریت بدل شود .
ج – آقای رائفی پور که در منظر علاقهمندانش متصف به واژه استاد هستند باز با سواستفاده از جایگاه حضرت زهرا و ا… سخنی عوامانه را بر زبان جاری کردند. برای جلوگیری از اطالهی کلام فقط به بخش حضرت زهرا در دفاع از علی [ع] مطلبی گزارده می شود.
* – حق سیاسی یا فضیلت سیاسی
در اداره کشور و نظام افراد ممکن است دارای فضیلت اخلاقی و علمی باشند و بسیار داناتر و اگاه تر از کسانی باشند که بر مسندهای سیاسی مثل وزارت – نمابندگی – و یا حتی رهبری تکیه می زنند، اما این فضیلت موجود موجب این نمی شود که فرد یا افراد جایگاه قانونی و سیاسی آن افراد بر شمرده در فوق را ندید بیانگارند یا بدون اینکه نظر اکثریت را جلب کنند بطور یکجانبه دولتی اعلام کنند به عبارتی بدون جلب اکثریت (یا همون مقبولیت اکثری) جهت اعمال قدرت، مشروعیت لازم فراهم نیست.
به سخن دیگر فضیلت اخلاقی و یا سیاسی و یا معنوی ممکن است برای آن صاحب فضیلت یا طرفدارانش امر مشروع و ممدوحی باشد اما این مشروعیت در فضیلت بدون دخیل شدن آرای اکثریت (یا همان مقبولیت) در امر سیاسی مانند حکومت ورزی موجب مشروعیت و یا حق سیاسی نمیشود ، برای همین آن امام همام پیش تر از نظربه پردازان علوم سیاسی جدید بر ارتباط تنگاتنگ بین مقبولیت و مشروعیت تفطن داشتند و می دانستند مشروعیت در امر حکومت ورزی از دل مقبولیت بر می خیزد و فرمودند (هرکه را شما بر گزینید من اطاعت میکنم)
در نتیجه همانطور که عبارت فوق ملاحظه می شود دو گزاره وجود دارد،
الف : هر که را شما بر گزینید (مقبولیت)
ب: من اطاعت میکنم (مشروعیت جهت اطاعت)
لذا دفاع حضرت زهرا از علی ع دفاع از فضیلت علی بود تا نظر اکثریت جامعه را جلب کند (مقبولیت) تا حق سیاسی محقق شود (مشروعیت) که البته تاریخ راه خویش را پیمود؛ فرایندی که حضرت زهرا ع طی کرد فرایند ی اشناست و همین شیوه دفاع از.فضیلت سیاسی و اخلاقی جهت تحقق حق سیاسی امروز نیز بکار بسته می شود.
سایر موارد آقای رائفی پور قابل نقد و بررسی هست که به جهت طولانی نشدن بدان پرداخته نمی شود.
انتهای پیام
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان