از سوي ديگر سنگ بناي اوليه مراكز خصوصي جمعآوري پلاسما به منظور گسترش صنعت پلاسما بوده است، تعهدي كه اين مراكز از زير بار آن شانه خالي كردهاند و حالا تنها پلاسماي خون مردم فقيرمناطق كم برخوردار را جمعآوري ميكنند تا با صادرات اين پلاسما تجارت كنند. اگرچه يكي از افتخارات ايران تأمين خون و فرآوردههاي خوني مورد نياز با اهداي داوطلبانه است، اما فعاليتهاي اخير مراكز جمعآوري پلاسما اين مهم را با چالش مواجه كرده است.
چند سالي است خريد پلاسماي خون در كشور باب شده و از ورود بخش خصوصي به تهيه پلاسما و صادرات آن به كشورهاي اروپايي براي تهيه داروهاي مشتق از پلاسما حكايت دارد. تجارت نسبتاً تازهاي كه حالا انگار دردساز شده است.
داروي مشتق از پلاسماي ايراني
كامران باقري لنكراني، وزير بهداشت اسبق در اينباره گفته بود: در كشور موضوعي به نام فروش پلاسماي خون وجود ندارد و اگر مبلغي نيز به اهداكنندگان پلاسما داده ميشود به خاطر تشويق اين افراد است. از اين پلاسما اما داروهاي مهم و ارزشمندي همچون فاكتور 9، آلبومين و ivig ساخته ميشود كه واردات آنها هزينههاي گزافي را بر ساختار بهداشت و درمان كشور تحميل ميكند. به گفته رئيس سازمان انتقال خون هم اين اقدام از سال 1380 آغاز شده و از آن زمان سالانه 30 تا 40 هزار ليتر پلاسما استحصال ميشد. استدلال راهاندازي مراكز جمعآوري پلاسما هم توليد داروي مشتق از پلاسما براي بيماران ايراني از پلاسماي ايراني بود.
به همين منظور مديرعامل سازمان انتقال خون از ورود بيرويه داروهاي مشتق از پلاسما به كشور انتقاد كرده و گفته بود: داروهاي وارداتي مشتق از پلاسما راه بيماريهاي نوظهور را باز ميكند. وي در اينباره اينگونه توضيح داده بود: در آن زمان كه ایدز به عنوان يك بيماري نوظهور در ايران چهره ناپسند خود را نشان داد از ميان 3 هزار و 500 هموفيلي در ايران تنها 7 تا 8 درصد آنان به ایدز مبتلا شدند كه درصد آلودگي در كشورهاي غربي حدود 10 برابر بود.
آن روز بخش عمده فرآوردههاي پلاسمايي را خود توليد ميكرديم و حجم كمي از دارو و فرآورده مشتق از خون از خارج وارد ميشد و از همين رو آلودگي در جامعه ما نسبت به كشورهاي غربي كم بود. به گفته وي حداقل 15 سال است كه كشورهاي پيشرفته اجازه ورود داروهاي مشتق از پلاسما را با منشأ بيگانه نميدهند و متأسفانه در كشور ما هنوز شاهد ورود داروهاي مشتق از پلاسما با منشأ بيگانه هستيم كه امكان ورود بيماريهاي نوظهور و نوپديد را به همراه خواهد داشت. بنابراين يكي از استانداردها و بحثهاي سلامت اين است كه ما تلاش كنيم تا داروهاي مشتق از پلاسماي مورد نيازمان را از پلاسماي خودمان تأمين كنيم تا اگر هم به موارد انتقال بيماري برخورد كرديم بيماري بومي خودمان باشد.
تجارت با پلاسماماجرا اما به همينجا ختم نميشود و حالا حكايت اهداي پلاسما يا پلاسمافروشي در مراكز جمعآوري پلاسما آنچنان جدي شده كه صداي خود سازمان انتقال خون را هم درآورده است. اين را ميتوان از حرفهاي تازه مديرعامل سازمان انتقال خون به روشني دريافت. علياكبر پورفتحالله در ارتباط با موضوع فروش پلاسما در جنوب شهر تهران و حاشيه اين شهر ميگويد: از سال 1381 مجوز هفت مركز جمعآوري پلاسما به بخش خصوصي داده شده و مجوزي كه به اين مراكز ارائه شده مرتبط با صنعت پلاسما است و آنها موظف بودهاند صنعت پلاسما را ايجاد كنند. وي تأكيد ميكند: فعاليت اين مراكز منوط به توسعه صنعت پلاسما است، ولي متأسفانه به دليل عدم نظارت از جانب وزارت بهداشت، سازمان غذا، دارو و انتقال خون طي سالهاي گذشته اين مراكز به تعهد اصلي خود كه توسعه صنعت پلاسما است عمل نكردهاند و تنها فعاليت آنها منحصر به جمعآوري پلاسما شده است.
مديرعامل سازمان انتقال خون كشور معتقد است: امكان تجارت و فعاليت اقتصادي براي اين مراكز فراهم شده و متأسفانه در فعاليت آنها انحراف صورت گرفته است، همچنين به جاي اينكه اين مراكز در مناطق مناسب شهري تشكيل شود در حاشيه شهر تشكيل شده است و از طرفي نيز اين مراكز داراي سيستم اطلاعي مرتبط با هم نبوده و اين مسئله سبب ميشود افراد به دليل مسائل مالي اهداي پلاسماي مكرر در مراكز مختلف داشته باشند.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان